السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

28

تفسير هدايت (فارسى)

و اين در آن هنگام است كه ، چنان كه پيشتر گفتيم ، به توصيف حال ايشان در هنگام شب پرداخته بود : « و اما در روز ، دانشمندانند خويشتندار ، نيكوكاران‌اند پرهيزگار ، ترس آنان را چون تير پيراسته تراشيده كرده است و نزار . چون كسى بدانها نگرد ، پندارد كه بيمارند ، اما آنان را بيمارى نيست ، و گويد خردهاشان آشفته است - اما آن پريشانى را سببى ديگر است . موجب آشفتگىشان كارى است بزرگ . از كردار اندك خود خرسندى ندارند ، و طاعتهاى فراوان را بسيار نشمارند . پس آنان خود را متهم شمارند و از كرده‌هاى خويش بيم دارند . اگر يكى از ايشان را بستايند ، از آنچه درباره او گويند بترسد و گويد : من خود را از ديگران بهتر مىشناسم و خداى من مرا از خودم بهتر مىشناسد . بار خدايا ! مرا مگير بدانچه بر زبان مىآورند ، و بهتر از آنم كن كه مىپندارند ، و بر من ببخشاى آن را كه نمىدانند » . « 37 » رأى دوم : السبح به معنى فراغ و فرصت ؛ جبائى گفت : اگر چيزى شب هنگام از تو فوت شود ، / 26 در هنگام روز فرصتى براى جبران كردن آن در اختيار دارى ، « 38 » و در اين جا شايسته آنچه را كه علامه طبرسى در اين خصوص گفته است نقل كنيم : آمد و شدها و كارهاى تو در روز فراوان و زياد است ، چه در آن نيازمند تبليغ رسالت و دعوت خلق و آموختن واجبها و مستحبها و اصلاح معيشت خود و عيال خويشى ، و شب هنگام فرصت و فراغتى براى پند گرفتن و قرآن خواندن فراهم مىآيد ، پس آغاز شب را مخصوص عبادت خود قرار ده ، تا بهره خود را از دنيا و آخرت به دست آورى ، و اين خود دليلى بر آن است كه هيچ كس عذرى براى ترك كردن نماز شب براى تعليم و تعلم ندارد ، زيرا كه پيامبر ( ص ) پيش از هر يك از ما نيازمند تعليم و آموختن چيز به ديگران بود ، و هرگز به آن راضى نشد كه از بهره خويش از قيام شب صرف نظر كند ، « 39 » پس اين درست نيست كه مؤمن به بهانه

--> ( 37 ) - نهج البلاغة ، خ 193 ، ص 304 . ( 38 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 163 . ( 39 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 .